تبلیغات
مجله تفریحی امیر حکایت - دخترم دست من رو بگیر!
مجله تفریحی امیر حکایت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب

دخترم دست من رو بگیر!

دختر کوچولو و پدرش از روی پلی میگذشتن. پدره یه جورایی می ترسید، واسه همین به دخترش گفت: «عزیزم، لطفا دست منو بگیر تا نیوفتی توی رودخونه.»

دختر کوچیک گفت:«نه بابا، تو دستِ منو بگیر..»

پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید: چه فرقی میکنه؟!

دخترک جواب داد: «اگه من دستت را بگیرم و اتفاقی واسه م بیوفته، امکانش هست که من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگیری، من، با اطمینان، میدونم هر اتفاقی هم که بیفوته، هیچ وقت دست منو ول نمی کنی.»

در هر رابطه ی دوستی ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست، به عهد و پیمان هاش هست. پس دست کسی روُ که دوست داری رُو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رُو بگیره..

منبع: برترین ها




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان، حکایت، دخترم دست من رو بگیر!، برترین ها، گیج، عهد و پیمان،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 خرداد 1392
جمعه 24 خرداد 1392 05:20 ب.ظ
دمت گرم
امیر ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://www.upload.tehran98.com/img1/mxsvkcimibftdwen2cm4.gif