تبلیغات
مجله تفریحی امیر حکایت - داستان کوتاه دو خط موازی
مجله تفریحی امیر حکایت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب

دو خط موازی

امروز معلم عشقم گفت: دوخط موازی هیچگاه به هم نمیرسند مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند.

گفتم: من که خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم،

لبخند تلخی زد و گفت: شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد!




نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه، از بستگان خدا، داستان کوتاه از بستگان خدا، داستان های کوتاه، داستان های خنده دار، حکایت، داستان بلند،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 شهریور 1392
چهارشنبه 13 شهریور 1392 03:03 ب.ظ
سلام منم خوشحال میشم با هم کار کنیم. اگه دوست داری بیا تو وبم بگو با چه نام کاربری و رمز عبوری نویسندت کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
http://www.upload.tehran98.com/img1/mxsvkcimibftdwen2cm4.gif